امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 19 روز سن داره

امیرحسین کوچولو

اولین 13 بدر من....

1391/1/16 16:44
نویسنده : آبجی بزرگه
206 بازدید
اشتراک گذاری

سلام ...

امسال من برای اولین بار 13بدر با بقیه خانواده و چند تا از خاله ها رفتم بیرون...

رفتیم یه جایی که خلوت بود نشستیم ...

نزدیک ظهر بابایی رفت دنبال آبجی و شوهرش که آبجی تنها اومد و گفت آقای داماد خوابشون میومده...

رفتم بغل آبجی و کلی شادش کردم ....

یکدفعه باد شدید شد و من که اصلا میونم با باد خوب نیست زدم زیر گریه.....

آخه وقتی باد میاد نمی تونم راحت نفس بکشم و اذیت میشم....

با مامانی رفتم تو ماشین شیر خوردم ، پوشکمو عوض کردم  اومدم...

بابایی یه چادر زده بود جلوی آلاچیق تا کمتر باد بیاد....

چون مهمونامون خیلی عجله داشتن سریع ناهار خوردیم...

منم مثل همیشه وقت ناهار گریه کردم و نذاشتم مامانی غذاش را بخوره....

یکم که گذشت تو بغل مامانی خوابم برد ...

وقتی بیدار شدم تو ماشین بودیم و داشتیم برمی گشتیم خونهتعجب

گویا مهمونامون سریع ناهار خوردن و رفتن شهرشون و داداشی را هم با خودشون برده بودن...

بقیه هم می بینن تنهایی صفایی نداره و بار و بندیل را می بندن و برمی گردن خونه....

خونه که رسیدیم من برای اولین بار تو روروئک نشستم و کلی سر و صدا راه انداختم....

جغجغه ام را تو دستم می گرفتم و مدام تکون میدادم و آواز می خوندم....

بعدشم همگی آش خوردن و به من هم ندادن و آبجی رفت خونشون و کلی کار موند واسه مامانی...

البته به دلیل اینکه آبجی چند روزه مریضه این بار می بخشمش....

مامانی هم بعد از خوابوندن من با بابایی خونه را تمیز کرد و شب رسید و اولین 13 بدر من به پایان رسید...

چند تا عکس هم از اون روز براتون می گذارم...

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)